احدی الاحد

لغت نامه دهخدا

احدی الاحد. [ اِ دَل ْ اَ ح َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) کلمه مدح است. یقال: فلان ٌ احدی الاحد؛ یعنی بیهمتاست.

فرهنگ فارسی

کلمه مدح است

جمله سازی با احدی الاحد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كسى كه در خلوت بعد از رياضت 1000 مرتبه الاحد بگويد، ملئكه را در اطراف خودمشاهده نمايد و چنان مينمايد كه ملئكه با وى همراهند.(540)

💡 در حمله انتحاری دوم به مسجدی در ولایت غور دست کم ۳۳ تن از جمله یک فرمانده نظامی مخالف طالبان به نام «فضل الاحد خان» که به نظر می‌رسد هدف اصلی این حمله بوده، کشته شده‌اند.

💡 وراءاللبس عین حق تعالی است که در جمع الاحد در عین اخفاست

💡 نقلست که جنازهٔ می‌بردند یکی از پس می‌رفت و می‌گفت: آه من فراق الولد شبلی طپانچه بر سر زدن گرفت و می‌گفت: آه من فراق الاحد.

💡 مراتب را که اندر فرق حد نیست شئوناتی جز از ذات الاحد نیست

💡 سوق الاحد (به عربی: سوق الأحد) یک منطقهٔ مسکونی در تونس است که در استان قبلی واقع شده‌است. سوق الاحد ۱۸٬۹۸۳ نفر جمعیت دارد.

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز