لغت نامه دهخدا
( آجیل فروشی ) آجیل فروشی. [ ف ُ ] ( حامص مرکب ) شغل آجیل فروش. || ( اِ مرکب ) دکان آجیل فروش.
( آجیل فروشی ) آجیل فروشی. [ ف ُ ] ( حامص مرکب ) شغل آجیل فروش. || ( اِ مرکب ) دکان آجیل فروش.
( آجیل فروشی ) ۱ - شغل و عمل آجیل فروشی ۲ - مغازه و دکان آجیل فروش.
شغل آجیل فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرا غرور دهی تنت را به مال و به ملک چرا فروشی دین را به ساز و اسب و درم
💡 گفتی ام ای خود فروش، خود چه متاعی، بگو گر نخری شبچراغ، ور نه فروشی خزف
💡 سرنهم آنچه مرا ورهمه خود چشم من است به یکی تخم فروشی و به دیوار زنی
💡 گفتنی است در پاییز ۱۳۹۸ این کتاب از کتاب فروشیهای مجازی نیز حذف گردید.
💡 سوپرمارکتهای زنجیرهای «یاران دریان» از بزرگترین مجموعه فروشگاههای زنجیرهای خاروبار فروشی به لحاظ تعداد شعب در ایران است که بیشتر شعب آن در تهران ایجاد شده است. گفته می شود تا به امروز، «یاران دریان» ۳۵۰ شعبه فعال تنها در تهران دارد.
💡 عصر انقراض با موفقیت قابل توجهی در گیشه همراه بود و با فروشی بیش از ۱٬۱۰۴ میلیارد دلار تبدیل به پرفروشترین فیلم سال ۲۰۱۴، بیست و نهمین فیلم پرفروش تاریخ و تنها فیلم سال ۲۰۱۴ که فروش آن از مرز ۱ میلیارد عبور کرد، شد.