لغت نامه دهخدا
( اجرةالمثل ) اجرةالمثل. [ اُ رَ تُل ْ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به اجرةالمثل در کلمه اجرت شود.
( اجرةالمثل ) اجرةالمثل. [ اُ رَ تُل ْ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به اجرةالمثل در کلمه اجرت شود.
( اسم ) مبلقی است که پس از انقضای مدت اجاره از روی اقران و نظایر شئ مورد اجاره تعیین میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از عتاب و گوشمال شاه منصف زهره نیست باد بد را فی المثل مالیدن گوش رباب
💡 صدر اورا فی المثل گر آسمان خوانی ز قدر فخر آرد آسمان و صدر او زین نام عار
💡 نام این روستا برگرفته از داستان بهرام گور و کنیزک (گل اندام) است که ضرب المثل «کار نیکو کردن از پر کردن است» از آنجا گسترش یافتهاست.
💡 1 از ساده ترين، فطرى ترين و عمومى ترين شيوه هاى انتقال مطلب، استفاده از تمثيل و ضرب المثل است. (واضرب لهم مثلا)للّه
💡 همچو ماه نو کند از شرم تو پهلو تهی گر فتد خورشید تابان فی المثل پهلوی تو
💡 بـنـابراين فى المثل ترك شراب يا دروغ به خاطر ضررهائى كه دارد هر چند خوب استولى ارزش اصلى اين كار در صورتى است كه از انگيزه الهى سرچشمه گيرد.