اتش مرگی

فرهنگستان زبان و ادب

آتش مرگی
{heat kill} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] مرگ تمام یا بخشی از اندام های سبز گیاه براثر حرارت ناشی از آتش سوزی

جمله سازی با اتش مرگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لازم است ذکر شود که برخی گونه‌های حیوانی قادرند کمبود اکسیژن را حس کنند و بنابراین تنفس گاز نجیب برای آن‌ها همراه با مرگی دردناک خواهد بود.

💡 به زندگانی و مرگی دلیل خلق شدست که تنش پیری پیرست و سر جوان جوان

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به سندیکا: مرگی در باند تبهکاران اشاره نمود.

💡 زهر آوازه مرگی، بگشا دیده ز خواب کان شب عمر ترا بانگ خروس سحر است

💡 دل گفت تو نزدیک به مرگی چه غم است بیچاره کسی که این دم از مادر زاد

💡 گفتم مرو از پیشم چون عمر و دمی بنشین زان رو که نمی شاید مرگی به عیان دیدن