ابی رام

لغت نامه دهخدا

ابی رام. [ اَ ] ( اِخ ) ( پدر عالی ) نام دوتن به بنی اسرائیل: اول سرداری از بنی رَأوبن.که در دشت با قارون و داثان و غیره همداستان شد و تسلط و اقتدار موسی را ناچیز انگاشتند. رجوع به سفر اعداد تورات فصل 16 شود. دوم پسر هیل که در جوانی بترغیب پدر جسارت ورزید و خواست یریحو را دوباره بنا کند و بفرمان الهی هلاک شد. رجوع به کتاب اول پادشاهان تورات فصل 16 و 34 شود.

فرهنگ فارسی

نام دو تن به بنی اسرائیل

جمله سازی با ابی رام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از جلّهٔ مشایخ شام بود و ممدوح جملهٔ مشایخ؛ تا حدی که جنید گفت: «احمدبن ابی الحواری ریحانةُ الشّامِ.»

💡 وی در صبح روز دوشنبه ۸ جمادی‌الثانی سال ۱۳۷۷ در سن ۸۷ سالگی درگذشت و در حرم علی بن ابی‌طالب به خاک سپرده شد.

💡 علی بن ابی‌طالب عاقل ترين انسان ها را با حياترين آنها خوانده است.

💡 آلبوم مشترک مهستی هماره با شهرام صولتی، ناصر صبوری، ابی، فتانه و عارف (نوار کاست)، آلبوم شماره ۵۹۴ نشر شرکت پارس ویدیو

💡 عمر بن خطابعثمان بن عفانعمرو عاصعبدالله بن زبیرمعاویه بن حدیجعبدالله بن ابی سرح

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز