لغت نامه دهخدا
ابوامین بهرانی. [ اَ ؟ ] ( اِخ ) نام محدثی. و او ازقاسم بن عبدالرحمن شامی روایت کند. صاحب منتهی الارب بر خلاف تاج العروس بجای بهرانی، نهرانی آورده است.
ابوامین بهرانی. [ اَ ؟ ] ( اِخ ) نام محدثی. و او ازقاسم بن عبدالرحمن شامی روایت کند. صاحب منتهی الارب بر خلاف تاج العروس بجای بهرانی، نهرانی آورده است.
نام محدثی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دقیقاً همان روز دمای هوا در اطراف مسکو با تشدید شرایط رقتبار نیروهای آلمانی، به ۳۵ درجه سانتیگراد زیر صفر رسیده بود. تا این زمان برای همه روشن بود ورماخت به نقطه بهرانی رسیده و به هیچ وجه قادر به ادامه تهاجم نیست. در این شرایط درحالیکه توان نیروهای آلمانی هر لحظه تحلیل میرفت و از زمان آغاز عملیات تایفون حتی یک لشکر به عنوان نیروی کمکی به گروه ارتش مرکز ارائه نگشته بود، در طرف مقابل، با ایجاد و استقرار یگانهایی معادل ۷۵ لشکر و تأمین بیش از ۲۷۰ هزار نفر نیروی جایگزینی، توان ارتش سرخ در حال رشد بود. ایجاد و کاربرد نیروهای ذخیره راهبردی بر اساس فرمانها ۲۴ و ۲۵ نوامبر استاوکا، نقشی تعیینکننده در شکست آلمان در دروازههای مسکو بازی کرد. در همین مدت ضد حملات ارتش سرخ به جناحین نیروهای آلمانی در تمامیت جبهه شرقی، امکان یاریرسانی توسط گروه ارتشهای شمال و جنوب به جناحین راهبردی گروه ارتش مرکز آن را نیز از بین برده بود.
💡 او معتقد بود گلولای پاییز، مشکلات خطوط آهن و دست کم گرفتن طاقت دشمن ورماخت را به این وضعیت بهرانی کشاندهاست.