لغت نامه دهخدا
ابونمیر. [ اَ ن ُم َ ] ( اِخ ) محدث است و از هیثم بن مالک روایت کند.
ابونمیر. [ اَ ن ُم َ ] ( اِخ ) محدث است و از هیثم بن مالک روایت کند.
محدث است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه نزاری فضولی که به مرگ خود نمیری به تو پیش ازین بگفتم پسِ کارِ خویش بنشین
💡 تا بپای او نمیری پیش آنروی چو ماه گر شوی خورشید باید شرمساری داشتن
💡 تو شاهی و همه در تو اسیرند نمیری و همه پیش تو میرند
💡 رضی مشکل که از شادی نمیری که امشب طالعت اسکندری کرد
💡 بیژن مفید از سال ۱۳۵۰ به مدت ده سال همکاری اش را با مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان نمایشنامهنویس کودکان ایران آغاز کرد. وی در این مدت نمایشنامههای «ترب»، «کوتی و موتی»، «شاپرک خانوم» و «بزک نمیر، بهار میاد» را نوشت و به صحنه برد. هر یک از این نمایشها بیش از دو سال در مراکز مختلف کانون بر صحنه بودند.
💡 در این حمله ۱۲ نفر شامل دو خبرنگار از جمله نمیر نورالدین، عکاس ۲۲ ساله رویتر کشته و دو کودک زخمی شدند. یک مقام رسمی ارتش آمریکا که نامش فاش نشدهاست اصالت ویدئو را تأیید کردهاست. این ویدئو اعتراض و خشم جهانی را دربرداشته و موجب گفتگو پیرامون قانونی و اخلاقی بودن اینگونه حملات شد.