ابو مشغول

لغت نامه دهخدا

ابومشغول. [ اَ م َ ] ( ع اِ مرکب ) مورچه. ( المُرصّع ).

فرهنگ فارسی

مورچه

جمله سازی با ابو مشغول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رها کن تا ترا بینم، گرم جان می رود، گو رو که مشغول جمالت کی سر تشویش جان دارد؟

💡 و گفت: هر که محبت دعوی کند و به غیر محبوب و به چیزی دیگر مشغول شود و به جز حبیب چیزی طلبد درست آنست که استهزا می‌کند بر خدای تعالی.

💡 جمله ز خودپرستی مشغول کار خویشند در راه او دلی را بر کار می نبینم

💡 اغلب مردم اين روستا به كار كشاورزى و كار در مزارع و كارخانه هاى نيشكر مشغول به فعاليت هستند.

💡 بتدریج ده‌ها هزار فرانسوی در هندوچین مستقر شد و به چپاول مواد اولیه آن از جمله کائوچو مشغول شدند.

💡 دانشکده‌های علوم انسانی در سال ۱۳۸۰ از دانشکده علوم پایه منفک و مستقل گردید و گروه‌های آموزشی معارف و الهیات، زبان انگلیسی، ادبیات فارسی و علوم تربیتی در آن مشغول فعالیت هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران