لغت نامه دهخدا
( ابوفزارة ) ابوفزارة. [اَ ف َ رَ ] ( اِخ ) راشدبن کیسان العبسی. محدث است.
( ابوفزارة ) ابوفزارة. [اَ ف َ رَ ] ( اِخ ) راشدبن کیسان العبسی. محدث است.
محدث است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حجاج پس از آن به عبدالله گفت: من دختران رئيس قبيله فزاره و يماية را به تزويج تودرآوردم، ايندو كجا و قبيله تو اَوْد كجا؟
💡 عون فرزند عبدالله بن جعفر بن ابى طالب، كه مادرش جمانه، دختر مسيب بن نجيه و از بنى فزاره بود، به دست عبدالله بن قطبه طائى به شهادت رسيد.
💡 2 - تعبير به جنود اشاره به احزاب مختلف جاهلى (مانند قريش، غطفان بنى سليم، وبنى اسد، و بنى فزاره و بنى اشجع و بنى مرة ) و طايفه يهودداخل مدينه است.