لغت نامه دهخدا
ابورواحه. [ اَ رَ ح َ ] ( اِخ ) یزیدبن ایهم. محدث است و صفوان بن ابی عمرو از وی روایت کند.
ابورواحه. [ اَ رَ ح َ ] ( اِخ ) یزیدبن ایهم. محدث است و صفوان بن ابی عمرو از وی روایت کند.
محدث است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جنگ موته، پيامبر اكرم (ص ) لشكرى سه هزار نفرى فراهم ساخت و براى اينلشكر، سه فرمانده برگزيد كه در صورت شهادت هر كدام، ديگرى فرماندهى را برعهده گيرد: جعفر بن ابى طالب؛ زيد بن حارثه؛ عبدالله بن رواحه. پيامبر دستور داددر صورت به شهادت رسيدن نفر سوم، لشكريان، خود يك نفر را برگزينند.(190)
💡 على (عليه السلام ) در ابتداى حكومت نامه اى توسط مسوربن مخرمه براى معاويهفرستاد، معاويه صبر كرد تا اين كه سه ماه بعد از مرگ عثمان در ماه صفر مردى از قبيلهبنى عبس و مرد ديگرى را از قبيله بنى رواحه خواست و آنگاه سر طومار مهر شده ها را كهروى آن نوشته شده بود از معاويه به على به آنها داد و گفت: اين طومار را گرفته ودر كوچه هاى مدينه مى گردانيد.
💡 ابن رواحه آن را به دست گرفت. ابن رواحه نيز كشته شد.رسول خدا(ص ) اينها را مى گفت و سرشك از ديدگانش فرو مى چكيد. (100)
💡 عبدالله بن رواحه از برجستگان اصحاب پيامبر (صلى الله عليه وآله ) بود، كه در جنگبزرگ موته (كه در سال هشتم هجرت در سرزمين موته از نواحى شام كه درقلمرو حكومت روم بود اتفاق افتاد - با توجه به اينكه - لشكر اسلام، سه هزار نفربودند و لشكر كفر صد هزار نفر) شهيد شد.
💡 O در تفسير طبرى آمده است: روزى عبدالله بن رواحه در حال بيمارى مى گريست، همسرش نيز با ديدن او به گريه افتاد. عبدالله پرسيد: تو چرا اشك مى ريزى ؟ گفت: به خاطر گريه ى تو. عبدالله گفت: ولى من به خاطر اين سخن خداى متعال مى گريم كه فرمود: ((ان منكم الا واردها)) ورود ما به دوزخ قطعى است، امّا من نمى دانم از آن نجات مى يابم يا خير؟