لغت نامه دهخدا
ابوجامع. [ اَ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) خوان. ( مهذب الاسماء ) ( السامی فی الاسامی ).
ابوجامع. [ اَ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) خوان. ( مهذب الاسماء ) ( السامی فی الاسامی ).
خوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تعاریف زیاد و متنوعی تا کنون برای صنایع دستی گزارش شده است که میتوان بهطور جامع این چنین به تعریف آن پرداخت:
💡 علیرغم اینکه تحصیل کرده بود و دارای استعداد در شعر، سالها در فقر زندگی کرد، و به دوستان ثروتمندی متکی بود. او بیشتر ثروتی را که به ارث برده بود در زمان تحصیل و بعد از آن در راه ادبیات، زن بازی، تفریح و سرگرمی و سفر خرج کرد در سال ۱۶۱۵ وی کشیش کلیسای انگلیس و در ۱۶۲۱ به ریاست کلیسای جامع سنت پاول در لندن منصوب شد.
💡 ج: خداوند چون بسيط است و جامع همه كمالهاى علمى و عملى است، همه آن كمالها كه يكىاز آنها علم ازلى و نامتناهى است عين ذات اوست، نه جزو ذات ونه خارج از آن.
💡 هنوز هیچ دستور زبان جامعی برای هیچیک از زبانهای رامو در دسترس نیست و این خانواده از این نظر یکی از ضعیفترین گروههای زبانی در حوزه رامو-سپیک هستند.