ابو ادریس

لغت نامه دهخدا

ابوادریس. [ اَ اِ ] ( ع اِ مرکب ) شرم مرد. ایر. نره. آلت مردی.

فرهنگ فارسی

آلت مردی

جمله سازی با ابو ادریس

💡 خاقان، فلک گاه، ملک جاه، که عیسی سلطان کریم اسم کرم رسم، که ادریس

💡 عبدالامیر ادریس توانست علاوه بر خوانندگی، شعر هم بسراید. نام چند سرودهٔ او:

💡 آدم و ادریس و شیث و نوح و ایوبم گهی گه سلیمان و گهی مورم نمیدانم کیم

💡 پیش از اجل بمرد و بدان زندگی رسید ادریس وقت گشت که جان چشم باز کرد

💡 او سپس در زمان دولت ادریس جطو از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ منصب وزیر امور خارجه را احراز کرد.

💡 چون نمود ادریس، در باغ بهشت از امر خود از برای حله دوزی در تنش جان آفرید

چین نامه یعنی چه؟
چین نامه یعنی چه؟
ناشی یعنی چه؟
ناشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز