لغت نامه دهخدا
ابن مساعد شیبانی. [ اِ ن ُ م ُ ع ِ دِ ش َ ] ( اِخ ) رجوع به یونس بن یوسف بن مساعد شود.
ابن مساعد شیبانی. [ اِ ن ُ م ُ ع ِ دِ ش َ ] ( اِخ ) رجوع به یونس بن یوسف بن مساعد شود.
💡 نه غیر بر سر صلح و نه چرخ بر سر مهر نه بخت تیره مساعد نه یار وحشی رام
💡 امید آنکه خواند، روزی ملک دو بیتم بختم شود مساعد، روزم شود بهاری
💡 به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب و آب و هوای مساعد، و همچنین وجود رودخانهها و منابع آب شیرین در این شهرستان، باغداری رواج زیادی دارد. از محصولات کشاورزی فیروزکوه میتوان به گندم، جو، بنشن، تره بار، زرد آلو، سیب، گیلاس، گلابی، گردو، انگور و آلبالو اشاره کرد.
💡 در شکلگیری دیورند، شاهان سدوزایی و سرداران محمدزایی نقش مهمی داشتند. آنها در طول امارت و سلطنتشان با امضای توافقات دوجانبه، زمینههای امضای توافقنامهٔ دیورند را مساعد کردند.
💡 او در آنجا محیطی مساعد با عقاید مذهبی همهخدایی و بهطور مشخص آموزهٔ وحدت وجود خود دید.
💡 همواره شما را زور در پنجه و ساعد نیست بالله دو سه روزی بیش اقبال، مساعد نیست