ابن مازن
لغت نامه دهخدا
ابن مازن. [ اِ ن ُ زِ ] ( ع اِ مرکب ) مور. نَمْل.
فرهنگ فارسی
مور نمل
جمله سازی با ابن مازن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نام طبری این خودرو از شعر نیما یوشیج به نام ریرا گرفته شده است. در ادبیات و زبان مازندرانی، ریرا یعنی باران و سمبل سرسبزی و طراوت است. از طرف دیگر در زبان مازنی به پرندهای کوچک و تیزپرواز، ریرا میگویند.
💡 رُستَمکُلا (مازندرانی: رِستِمکِلا)، از شهرهای تابعهٔ شهرستان بهشهر استان مازندران است. این شهر در هشت کیلومتری غرب بهشهر واقع شده است و با ساری حدود چهل کیلومتر فاصله دارد. مردم رستمکلا به زبان مازنی سخن میگویند و از قومیت تبری و ایرانیتبار هستند. رستمکلا به عنوان شهری که در منطقهای باستانی و تاریخی واقع شده است، از موقعیت گردشگری ویژهای برخوردار است.
💡 دوشکول، دوش، کول، موج یا کوهان (به زبان مازنی و گیلکی: دوشکول) نوعی کباب است که از برآمدگی پشت گردن و شانههای گاو و گاومیش تهیه میشود. این کباب به صورت ویژه در استان مازندران و استان گیلان تهیه میشود و از غذاهای آن منطقه محسوب میشود.