ابن قرقه

لغت نامه دهخدا

ابن قرقه. [ اِ ن ُ ؟ ] ( اِخ ) ابوسعید. او در طب و هندسه و دیگر علوم ریاضی و طبیعی ماهر بود و در خدمت حافظ لدین اﷲ عبدالمجید فاطمی میزیست و در نمیمه و دسیسه ای از سران سپاه شرکت جست و معجونی مسموم برای کشتن حسن پسر حافظ بساخت و چون حافظ بر آن وقوف یافت امر به قتل او داد.

فرهنگ فارسی

او در طب و هندسه و دیگر علوم ریاضی و طبیعی ماهر بود

جمله سازی با ابن قرقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حال حاضر با خرید روستای قلعه نو و قسمت بسیاری از قرقه آنها به روستای گلزرد اضافه

💡 ریسمان رنگی ابزاری است که برای ترسیم خطوط بلند بر روی سطح صاف کاربرد دارد. این ابزار شامل قرقه نخی بلند است که حاوی رنگ پودری (معمولاً قرمز یا آبی) است که درون آن ریسمانی به رنگ آغشته می‌شود و با برخورد ریسمان به سطح از خود رنگ به جای می‌گذارد.

💡 و قرقه و قله نو که در قسمت غربی گلزرد است.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز