ابن فیوما

لغت نامه دهخدا

ابن فیوما. [ اِ ن ُ ؟ ] ( اِخ ) رجوع به ثناء کاتبه شود.

جمله سازی با ابن فیوما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دوره محمدشاه، عبدالله میرزا از امور حکومتی کناره گرفت. او غالباً در سفر و حضر همراه شاه بود و در لشکرکشی محمدشاه به هرات شرکت داشت. خاوری احوال شاهزاده را در این دوره چنین وصف می‌کند: «درین اوقات فراغت در ایام هفته روزها تقسیم کرده، در هر روزی با طایفه‌ای مجالست را خوش آورده‌است. مؤلف را در دو روز از ایّام هفته، روزی با وزرا و ارباب مناصب و روزی با ادبا و اصحاب مصاحب رفیق نموده و یوما فیوما بر مراتب التفات افزوده‌است.»

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران