لغت نامه دهخدا
ابن جلباب. [ اِ ن ُ ج َ ] ( اِخ ) به عربی شعر می گفته است. ( ابن الندیم ).
ابن جلباب. [ اِ ن ُ ج َ ] ( اِخ ) به عربی شعر می گفته است. ( ابن الندیم ).
به عربی شعر می گفته است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو آن خری که ندانسته ای و نشناسی ترنجبین و عسل راز حنظل و جلباب
💡 هر که را آورده شور جذبه تو در سماع جبه و جلباب هستی پاره در پا ساخته
💡 چون نیست وجهزر نکنم عزم مکه باز جلباب نیستی به سر و تن درآورم
💡 و در كافى به سند خود از حريز از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه آيه (انيضعن ثيابهن ) را قرائت نموده و فرمودند: مراد از آن جلباب و خمار است، در صورتىكه زن سالخورده باشد.
💡 از برای عصمت اغنام در جلباب شب با ضیای عدل تو از نور مه فارغ شبان
💡 ام الاغر ناله را بسینه گره زد نیل بشست از قمیص و صدره و جلباب