لغت نامه دهخدا
ابن الواثق. [ اِ نُل ْ ث ِ ] ( اِخ ) ابومحمد عبدالعزیزبن واثق. از قراء. و او قرائت حمزه را از ضبّی فراگرفته. و رساله او به ثعلب و کتاب قراءة حمزه و کتاب السنن. و کتاب التفسیر از تألیفات اوست. ( از ابن الندیم ).
ابن الواثق. [ اِ نُل ْ ث ِ ] ( اِخ ) ابومحمد عبدالعزیزبن واثق. از قراء. و او قرائت حمزه را از ضبّی فراگرفته. و رساله او به ثعلب و کتاب قراءة حمزه و کتاب السنن. و کتاب التفسیر از تألیفات اوست. ( از ابن الندیم ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دستکم یکی از این چهار کتاب در زمان هارون الرشید (۱۷۰–۱۹۳ ه.ق) با عنوان «کتاب البزاة للفرس» به عربی ترجمه شده که گویا همان رسالهٔ موجود در مجموعهٔ الواثقی کتابخانهٔ فاتح استانبول باشد.
💡 دستکم یکی از این چهار کتاب در زمان هارون الرشید (۱۷۰-۱۹۳ ه.ق) با عنوان «کتاب البزاة للفرس» به عربی ترجمه شده که گویا همان رسالهٔ موجود در مجموعهٔ الواثقی کتابخانهٔ فاتح استانبول باشد.
💡 سلام ترجمان که مردی دوستدار سیر و سفر بود، کتابهایی را از دیگر زبانهای پیرامون اقوام شمالی برای الواثق بالله (۷۹۴–۸۴۷ میلادی)، خلیفهٔ عباسی، ترجمه میکرد.
💡 زمانى كه او در اوج قدرت بود. خليفه الواثق بالله، برادرش (جعفرمتوكل ) را مورد خشم قرار داد و چون از وى بيم داشت او را از خود رانده و كسى را بهمحافظت از وى گماشته بود كه از حركات و رفتار وى به او خبر دهد.
💡 پس از مرگ معتصم عباسى در نيمه ربيع الاوّلسال 227، با پسرش ابوجعفرهارون، ملقب به الواثق باللّه بيعت شد.