ابن السید
لغت نامه دهخدا
ابن السید. [ اِنُس ْ سی ] ( اِخ ) ابومحمد عبداﷲبن محمدبن السید البطلیوسی البلنسی. فقیه مالکی لغوی. مولد او به بطلیوس از بلاد اندلس در 444 هَ.ق. و وفات به بلنسیه به سال 521. و سید بر وزن عید است به معنی گرگ و در نام ابومحمد همیشه معرَّف باشد. از اوست: شرح ادب الکاتب. شرح الموطاء. شرح سقطالزند. شرح دیوان المتنبی. اصلاح الخلل الواقع فی الجمل الحلل فی شرح ابیات الجمل. المثلث. المسائل المنثوره فی النحو و غیرذلک. او را برادری بوده است ابوالحسن علی بن السید معروف بحیطال، نیز از ائمه ادب و لغت، و اوبه سال 488 در قلعه رماح محبوساً وفات یافته است.
فرهنگ فارسی
فقیه مالکی لغوی مولد او به بطلیوس
جمله سازی با ابن السید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریاست حزب وفد جدید هماکنون بر عهدهٔ السید بدوی است که در ۲۸ مه ۲۰۱۰ با پیروزی بر محمود اباظه رئیس سابق به رهبری حزب رسید.
💡 او در کتاب «آمالی السید طالب الرفاعی» خاطرات خود دربارهٔ فعالیتهای سیاسی و روابطش با برخی بزرگان حوزههای علمیهٔ نجف اشرف و قم را برای رشید الخیون، نویسنده و روزنامهنگار مشهور عراقی، بازگو کردهاست.
💡 کلام المهدی کتابی است که سید محمد مشعشع، مؤسس سلسله مشعشعیان در سال ۸۶۵ ه.ق نگاشتهاست. سید محمد مشعشع در این کتاب خود را سیدی نایب مناب مهدی میداند و «و هذا السید المناب عن الغائب» تعبیری است که از خود در این کتاب به کار بردهاست.
💡 رانیا سید محمد السید یوسف (زادهٔ ۱ دسامبر ۱۹۷۳) بازیگر مصری است. از آثار او میتوان به «آتش خودی» و «موج گرما» اشاره کرد.
💡 در اولین تورنمنت بینالمللی خود، المپیک ۱۹۲۴، او در رده سبکوزن چهارم شد. چهار سال بعد در این مسابقه مدال طلا گرفت و پس از السید نصیر دومین قهرمان المپیک مصر شد.