ابن الخلال
لغت نامه دهخدا
ابن الخلال. [ اِ نُل ْ خ َل ْ لا ] ( اِخ ) مکنی به ابوالطیب. از فقهاء داودیین. کتاب ابطال القیاس و کتاب النکت و کتاب نعت الحکمة فی اصول الفقه از اوست. ( ابن الندیم ).
ابن الخلال. [ اِ نُل ْ خ َل ْ لا ] ( اِخ ) ابوالحجاج یوسف بن محمد. وفات 566 هَ.ق. دیوان انشاء مصر در ایام عبدالمجید عبیدی و پس از او با ابن خلال بود. او در بلاغت معروف بود و شعر نیکو میگفت و تا زمان کهولت در کار انشا بود و در آخر عمر انزوا گزید.
جمله سازی با ابن الخلال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و تا آنجا كه به تكلف نيانجامد بايد وسايل آسايش و راحتى او را فراهم كرد، تا آنجاكه در حديثى داريم يكى از حقوق ميهمان اين است كه حتىخلال را براى او فراهم سازند (قال رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ): ان منحق الضيف ان يعدله الخلال )!.