لغت نامه دهخدا
ابن ولاد. [ اِ ن ُ وَل ْ لا ] ( اِخ ) ابوالعباس احمدبن محمد مصری. فقیه نحوی. او راست: کتاب المقصور و الممدود و کتاب الانتصار و در آن اقوال سیبویه را تأیید و آراء مبرد راتضعیف کرده. وفات او به سال 332 هَ. ق. بوده است.
ابن ولاد. [ اِ ن ُ وَل ْ لا ] ( اِخ ) ابوالعباس احمدبن محمد مصری. فقیه نحوی. او راست: کتاب المقصور و الممدود و کتاب الانتصار و در آن اقوال سیبویه را تأیید و آراء مبرد راتضعیف کرده. وفات او به سال 332 هَ. ق. بوده است.
فقیه نحوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سرزمین در منطقه زمانی ولادی وستوک قرار گرفتهاست.
💡 کم ز کوه سنگ نبود کز ولاد ناقهای کان ناقه ناقه زاد زاد
💡 کارت این بودست از وقت ولاد صید مردم کردن از دام وداد
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به رز زرد، ولاد تسپش و میهائیل، سگ سیرک اشاره کرد.
💡 همچنین در طلق آن باد ولاد گر نیاید بانگ درد آید که داد
💡 ماریانا ولادی جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم کن سال ۱۹۶۳ میلادی را برای بازی در این فیلم دریافت کرد.