لغت نامه دهخدا
( آبله ناک ) آبله ناک. [ ب ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) آبله دار.
( آبله ناک ) آبله ناک. [ ب ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) آبله دار.
( آبله ناک ) ( صفت ) آبله دار آبله رو مجدر.
آبله دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرد ابله گفت ای دانای راز گاو را از خر نمیدانی تو باز
💡 در اوصاف خود عقل را ره مده بهشت برین را به ابله مده
💡 عامل ابله از چنان کردار جان به بیهوده کرد در سرِ کار
💡 زیرکان با صنعتی قانع شده ابلهان از صنع در صانع شده
💡 به جز از ابله و ضریر و سفیه ننماید شره به لحم اخیه
💡 ندادند صاحبدلان دل به پوست وگر ابلهی داد، بیمغز اوست