لغت نامه دهخدا
یکتاز. [ ی َ /ی ِ ] ( نف مرکب ) یکه تاز. ( آنندراج ). آنکه تنها بر دشمن حمله می کند. ( ناظم الاطباء ). رجوع یه یکه تاز شود.
یکتاز. [ ی َ /ی ِ ] ( نف مرکب ) یکه تاز. ( آنندراج ). آنکه تنها بر دشمن حمله می کند. ( ناظم الاطباء ). رجوع یه یکه تاز شود.
به معنی یکه تاز آنکه تنها بر دشمن حمله می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تضمین کنم این مصرع یکتاز نظیری می کوشم وکاری نتوانم به سزا کرد