یوخه

لغت نامه دهخدا

یوخه. [ خ َ / خ ِ ] ( اِ ) رسیدن به منتهای شهوت تمتع و هنگام تمتع. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از فرهنگ جهانگیری ):
گرچه بدم مرد زیر میره در آن حال
همچو زن غر شدم ز یوخه رعنا.سوزنی ( از فرهنگ جهانگیری ).اما این کلمه دگرگون شده «ربوخه » است. در شعر سوزنی نیز «ربوخه » باید خواند. ( یادداشت لغت نامه ).
یوخه. [ ی ُ خ َ / خ ِ ] ( ترکی،اِ ) نان تنک. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( از آنندراج ). کاک. کعک. رقاقه. ( از یادداشت مؤلف ). یخه. یخا.

فرهنگ عمید

نوعی نان تنک و نازک، کاک.
خوشی و لذتی که هنگام جماع و در لحظۀ رسیدن به منتهای شهوت و تمتع به دست می دهد، ربوخه: گرچه بدم مرد زیر میره در آن حال / همچو زن غر شدم ز یوخهٴ رعنا (سوزنی: لغت نامه: یوخه ).

فرهنگ فارسی

رسیدن به منتهای شهوت تمتع و هنگام تمتع

جمله سازی با یوخه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از انواع غذاهای سنتی می‌توان به شیش‌انداز، آش گوجه، ته‌چین، اشکنه و … همچنین از شیرینی‌ها به نان کسمه، نان پنجره‌ای، یوخه، توتک، میان‌پر و … اشاره کرد. برخی از این غذاها و شیرینی‌ها امروزه در حال فراموش شدن هستند.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز