یلل
لغت نامه دهخدا
یلل. [ ی َ ل َ ] ( ع اِمص ) کوتاهی دندان بالا و کژی و میلان آن به جانب داخل دهن و ناهموارروییدگی آن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء )( آنندراج ). الل. ( منتهی الارب ). || تابانی.( ناظم الاطباء ). || صفاة بینةالیلل؛ سنگ لغزان و تابان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
یلل. [ ی َ ل َ ] ( اِخ ) نام جایی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کوتاهی دندان بالا و کژی و میلان آن به جانب داخل دهن و ناهموار روییدگی آن تابانی
جمله سازی با یلل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کشتی تن را شکستم یللی از حجاب بحر رستم یللی
💡 خواست شاهد می پرستم، یللی آنچه او می خواست هستم، یللی
💡 . شاتلاقان یللی دو تخونا نیر̤ڨ بهللارگ