گیار

لغت نامه دهخدا

گیار. ( اِ ) بزدلی و خوف. ( آنندراج ). || تکاهل و تکاسل و آهستگی. ( از آنندراج ) ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 310 ) تنبلی. دیر جنبیدن:
خماردار همه سال با گیار بود
بسا سرا که جدا کرد از او زمانه گیار.دقیقی ( از شعوری ).- باگیار؛ بزدل و ترسو.
- || تنبل و کاهل. کسل:
خماردار همه سال باگیار بود
بسا سرا که جدا کرد از او زمانه گیار.دقیقی.رجوع به کیار شود.
- بی گیار؛ تیز و چالاک و خوش. ( آنندراج ):
بدو گفت بهرام شو بی گیار
بیاور که سرگین کشد بر کنار.فردوسی.

جمله سازی با گیار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طفل گیار از هوا ریخت شیر مغز جهان را ز صبا زد عبیر

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز