لغت نامه دهخدا
گوندار. [ گُن ْ ] ( اِخ ) شهری است از شهرهای حبشه که در قدیم پایتخت آن بوده است. این شهر در چهل هزارگزی دریاچه دنبآ قرار دارد. و مساحت آن 2210 کیلومتر مربع است و اکنون چهل هزار نفر جمعیت دارد.
گوندار. [ گُن ْ ] ( اِخ ) شهری است از شهرهای حبشه که در قدیم پایتخت آن بوده است. این شهر در چهل هزارگزی دریاچه دنبآ قرار دارد. و مساحت آن 2210 کیلومتر مربع است و اکنون چهل هزار نفر جمعیت دارد.
پایتخت قدیمی حبشه و یکی از شهرهای کنونی آن کشور دارای ۴۳٠٠٠ تن سکنه.
شهری است از شهرهای حبشه که در قدیم پایتخت آن بوده است. این شهر در چهل هزارگزی دریاچه دنبا قرار دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به رغم مقاومت آنان، در نبرد کِرِن شکست خوردند و خطوط دفاعی ایتالیاییها پس از شکست نهایی در نبرد گوندار شروع به فروپاشی نمود.
💡 از سال ۱۷۶۹ تا ۱۸۵۵ به امپراتوری اتیوپی، عصر شاهزادگان میگفتند. این دوره از تاریخ اتیوپی با درگیریهای متعدد همراه بود. امپراتور تنها اطراف پایتخت سابق یعنی گوندار را تحت تسلط داشت و سلطهاش محدود بود. جامعه از برخی جوانب دچار رکود شد. درگیریهای مذهبی بین مسلمانان و مسیحیان بالا گرفته بود. عصر شاهزادگان با سلطنت توودروس دوم اتیوپی به پایان رسید.