لغت نامه دهخدا
گوش خورده. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ]( ن مف مرکب ) کنایه از گوشمال خورده باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ). مرادف گوش پیچیده است که گذشت. ( آنندراج ).
گوش خورده. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ]( ن مف مرکب ) کنایه از گوشمال خورده باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ). مرادف گوش پیچیده است که گذشت. ( آنندراج ).
گوشمال خورده آسیب دیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چمن از دست گل سر جوش خورده مسطّح حلقهها در گوش کرده
💡 به میدان سعیی که افشرده پا گران خورده بر گوش، حرف بها