گوش بریده

لغت نامه دهخدا

گوش بریده.[ ب ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) بریده گوش. اصلم. اجدع.

فرهنگ فارسی

۱ - آنکه گوشش را بریده باشند. ۲ - کر اصم.

جمله سازی با گوش بریده

💡 ز گوش بریده شتر بارها ز سرهای پر کاه خروارها

💡 قوانین و تشکیلات تازه و تساوی رعیت و حاکم در برابر قانون با استقبال مردم روبرو شد میرزا حسین خان بعدها در نامه‌ای به شاه اشاره می‌کند که در صدارت من یک نفر چوب نخورد، یک گوش بریده نشد.

💡 قوانین و تشکیلات تازه و تساوی رعیت و حاکم در برابر قانون با استقبال مردم روبرو شد میرزا حسین خان بعدها در نامه‌ای به شاه اشاره می‌کند که در صدارت من یک نفر چوب نخورد، یک گوش بریده نشد.

💡 داستان این فیلم، دربارهٔ پسر جوانی به اسم جفری (کایل مک لاکلن) است که در زمینی یک گوش بریده شده پیدا می‌کند؛ این آغاز ماجرای عجیبی است که او در آن درگیر می‌شود…

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
الکن یعنی چه؟
الکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز