گشک

لغت نامه دهخدا

گشک. [ گ َ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرودشت بخش زرقان شهرستان شیراز واقع در 27000گزی شمال خاوری زرقان و 8000گزی راه شوسه شیراز به اصفهان. هوای آن معتدل و دارای 330 تن سکنه است. آب آنجا از قنات و محصول آن غلات، چغندر و حبوبات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ). دو فرسخ بیشتر میانه جنوب و شرق فتح آباد است. ( فارسنامه ناصری ).

فرهنگ فارسی

دهی در شهرستان شیراز

جمله سازی با گشک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 متعاقب جنگ جهانی اول که روس‌ها بخشی از کشور ایران در شمال و ترک‌ها بخش دیگری را در غرب اشغال کردند؛ در محرم سال ۱۳۳۴ قمری، نیروهای ایرانی به سرپرستی شونمام -کونسول آلمان در کرمانشاه- به فرماندهی سردار رشید و سنجرخان که از عشایر روانسر، جوانرود، گشکی و رمشتی تشکیل شده بود و تعدادی از مجاهدان به فرماندهی میرزا غفارخان زنوزی و یگان‌هایی از ژاندارم‌های ایرانی به علاوهٔ یگان‌هایی از ارتش عثمانی به فرماندهی محی‌الدین بیگ به نیروهای روسیه به فرماندهی مامانوف در کامیاران حمله کردند. روس‌ها شکست سختی خورده و از راه سنندج به بیجار و از آنجا به زنجان عقب‌نشینی کردند.

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز