گرمیج

لغت نامه دهخدا

گرمیج. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان لاله آباد، بخش مرکزی شهرستان بابل، واقع در 9000گزی جنوب باختر بابل و 15000گزی شمال شوسه بابل به آمل.هوای آن معتدل و مرطوب، دارای 80 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه کاری تأمین میشود. محصول آن برنج، مختصر غلات، صیفی، کنف، پنبه، نیشکر. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

جمله سازی با گرمیج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صدرالممالک تحصیلات ابتدایی خود را از کلخوران شروع و سپس برای ادامه درس هر روز بین کلخوران و اردبیل را پیاده می‌پیمود. می‌گویند وی آرزو می‌کرد روزی بتواند از کلخوران تا اردبیل دیواری بکشد تا از شر سوز سرمای بادهای مه و گرمیج در امان باد.

💡 در گرمی یادهای زیادی نیز می‌وزد اما معمولاً تند نیستند. بسته به فصل و جهت وزش و نیز قدرت آن اسامی خاصی دارند. گرمیج (بادی که بین دشتهای منطقه و کوهستانهای آن می زود)، گئچی قیران و وعده از بادهای مشهور منطقه هستند که همگی دارای سرعت ملایمی می‌باشند. گیچی قیران باد سرد و دو باد دیگر نسبتاً گرم هستند.

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز