گردون پایی

لغت نامه دهخدا

گردون پایی. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) مؤلف آنندراج نویسد: گردون پایی، تبختر و خرام:
بی نیازی ز بزرگی نتوان حاصل کرد
طی این ره نتوان کرد به گردون پایی.درویش واله هروی.خان آرزو میفرمایند در این نظر است بوجوه: اول آنکه این لفظ با گوش ما بسیار ناآشنا است،گویی زبان مغل باشد. دوم آنکه اگر بمعنی متکبر مأخوذ باشد بیت مستند بی معنی محض میشود هرچند فی حد ذاته معنی ندارد، مگر وقتی که گردون پای بمعنی گردون پایگی بود که کنایه از بلندرتبگی و بزرگی است، لیکن بدین معنی هم جای تردد است. ( آنندراج ).

جمله سازی با گردون پایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تکاور نهادی که از چستی آن فرو مانده گردون ز بی دست و پایی

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز