لغت نامه دهخدا
گرایه. [ گ َ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) نای. گلو:
فراخ بوده گرایه چو نای نی زآنکه
صدا بلند درآید ز کرنای و نفیر.ابوالمعالی ( از شعوری ص 305 ).
گرایه. [ گ َ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) نای. گلو:
فراخ بوده گرایه چو نای نی زآنکه
صدا بلند درآید ز کرنای و نفیر.ابوالمعالی ( از شعوری ص 305 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 vartaiyaiy چرخش برگشتن، اردلانی، گرایه،garaiy) ورگریای، گریایvargaryai