کین گذار

لغت نامه دهخدا

کین گذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) کینه کش. ( آنندراج ). منتقم و انتقام کشنده بدیها و زیانها. ( ناظم الاطباء ). انتقامجو:
به نزد بهو نامه کین گذار
بفرمود پرخشم و پرکارزار.اسدی.|| کسی که دارای خشم بسیار باشد و طالب پاداش بدیها بود. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کینه کش ٠ منتقم و انتقام کشند. بدیها و زیانها ٠ انتقامجو ٠ یا کسی که دارای خشم بسیار باشد و طالب پاداش بدیها بود.

جمله سازی با کین گذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مبین دور سپهر و مهر گرمش که هیچ از کین گذاری نیست شرمش

💡 تیغ هم نام او چو کین توزد کین گذاری ز تیغش آموزد

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز