کین تاختن

لغت نامه دهخدا

کین تاختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) جنگ کردن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
چو دید او گرفت آرزو ساختن
که من با تو آیم به کین تاختن.اسدی ( از یادداشت ایضاً ).

فرهنگ فارسی

جنگ کردن ٠

جمله سازی با کین تاختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آن پس سپه سوی ایران برم به کین تاختن های شیران برم

💡 با رخی‌ پرچین زنی‌ چون زین به رخش از بهر کین تاختن از چین‌کند رخشت بیکدم تاختن

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز