کیسوم

لغت نامه دهخدا

کیسوم. [ ک َ ] ( ع اِ ) علف خشک بسیار.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) روضة کیسوم؛ باغ نمناک و شاداب یا بسیار و انبوه و برهم نشسته گیاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ج، اکاسم. ( منتهی الارب ).
کیسوم. [ ] ( اِخ ) قریه ای است از اعمال سمیساط. بازار و دکانهای بسیار و حصار بزرگی دارد. ( از معجم البلدان ). اسم اعجمی است، و آن نام جایی است، و یکسوم نیز گفته می شود. ( از المعرب جوالیقی ص 291 ). رجوع به معجم البلدان شود.

فرهنگ فارسی

علف خشک بسیار٠ یا روضه کیسوم باغ نمناک و شاداب یا بسیار و انبوه و بر هم نشسته گیاه.

جمله سازی با کیسوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدالله با استفاده از ابزار محاصره سعی در تسلط بر قلعهٔ کیسوم و ضبط تمامی اموال نصر را داشت.

💡 عبدالله نیز پنج سال دیگر در جهت به زانو درآوردن نصر بن شبث صرف نمود و در مدت زمانی که وی قلعهٔ کیسوم را تحت محاصرهٔ خویش قرار داده بود، طاهر درگذشت. اگرچه مأمون برای جلوگیری از هرگونه خطر احتمالی، عبدالله بن طاهر را که در آن زمان مشغول نبرد با نصر بن شبث بود، از مرگ پدر باخبر ننمود و پس از اطلاع عبدالله از این واقعه، مأمون، نگرانی و تاسف عبدالله در حین جنگ را به عنوان دلیلی برای این عمل خود بیان کرد. او سپس جهت اظهار همدردی با وی، نامهٔ تسلیت خود را برایش ارسال نمود و از خدا درخواست نمود تا عبدالله موفق به کسب جایگاه طاهر نسبت به خلیفه و تمام مسلمانان گردد. عبدالله برای کسب پیروزی در نبرد فشار خود را بر نصر افزون کرد، به‌طوری‌که بسیاری از بزرگان سپاه نصر از بین رفتند و با این کار چاره‌ای در برابرش جز تسلیم باقی نماند.

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز