لغت نامه دهخدا
کیجم. [ ج َ ] ( مغولی، اِ ) پوشش اسب. برگستوان. ( فرهنگ فارسی معین ).
کیجم. [ ج َ ] ( مغولی، اِ ) پوشش اسب. برگستوان. ( فرهنگ فارسی معین ).
💡 در سالهای ۱۹۷۰ لکلرک تبدیل به یکی از غولهای وکالت آن دوران شد که همراه با چهرههایی مثل روبرت بدنتر، جورج کیجمان وکالت میکردند. فیگارو در این باره نوشت: وکلای جوان به صحن دادگاههایی که آنها وکالت میکنند یورش میبرند تا از آنها یاد بگیرند. در میان آنها لکلرک چیز دیگری بود: انساندوستی خیرهکننده و تکاندهندهترین خدای سیاهپوش.