کوه سپر

لغت نامه دهخدا

کوه سپر. [ س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) کوه سپرنده. آنکه کوه را طی کند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه کوه را طی کند.

جمله سازی با کوه سپر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر هدف کارگر آمد تیرش صید شد کوه سپر نخجیرش

💡 ز کوه آهن و کوه سپر گرفته پناه وزین دو کوه قوی چون ستاره خشت روان

💡 در هدف کارگر آمد تیرش صید شد کوه سپر نخجیرش

💡 در جنگ عدو گیرد ار کوه سپر پیشت او کوه سپر دارد تو نیزه سپرداری

💡 گر مثل دشمن او را بود از کوه سپر چون کتان گردد، چون تیر بزه کرد کمان