کون مرزی

لغت نامه دهخدا

کون مرزی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) کون کنی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

از راه جماع کردن امرد بازی غلامبارگی.

جمله سازی با کون مرزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای خالق جهان مادی، ای تو تنها مقدس! اگر مردی بی‌اختیار با مردی کون مرزی کرد، جزای وی چه خواهد بود؟

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز