کوفتی

لغت نامه دهخدا

کوفتی. ( ص نسبی ) مبتلابه کوفت. سیفلیسی. کوفتی و آتشکی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). آدم کوفت گرفته. مبتلا به مرض سیفلیس. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). || در تداول عامه خاصه زنان، سخت مکروه. سخت منفور. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ناچیز. بی ارز. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). صفتی است که در مقام تحقیربرای اجسام بی جان ممکن است به کار رود: کتاب کوفتی.روزنامه کوفتی. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ).

فرهنگ فارسی

مبتلا به کوفت یا ناچیز. بی ارز

جمله سازی با کوفتی

💡 به دل همچون صنوبر کوفتی مشت به سان نیشکر خاییدی انگشت

💡 کردار من به پای سپردی و کوفتی گرد هوای خویش گرفتی و تاختی

💡 گفت عیسی چون شتابش کوفتی گفت زان رو که تو زو آشوفتی

💡 دل چون ز طپانچه گشتیش تنگ بر سینه به درد کوفتی سنگ

💡 کوفتی بر خطه ناکوفته هرگز بران بادهای تیز قوت ابرهای تند بار

کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز