کوشیده

لغت نامه دهخدا

کوشیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) سعی شده. جهدشده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

سعی شده. جهد شده

جمله سازی با کوشیده

💡 نیست ما را هیچ عیب از عشق بازی، کندرین ما همی کوشیم و پیش از ما همی کوشیده‌اند

💡 تنی کوشیده در محنت رخی پوشیده در ظلمت دلی آغشته با شهوت سری سر گشته از سودا

💡 سلطان سلیمان قانونی جنگ با مجارستان را با حمله دوباره به بلگراد از سرگرفت. همانجایی که بیش از نیم قرن پیش محمد دوم بسیار برای سلطه بر آن کوشیده بود. اما این بار با وجود مقاومت شدید، شهر زیر چکمه‌های سلطان به زانو درآمد.

💡 «رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاةِ» خداوند من مرا نماز گری هنگام کوشیده کن، «وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی» و فرزندان من، «رَبَّنا» خداوند ما، «وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ (۴۰)» و بپذیر دعای من.

💡 برپهنه چندین سنگ نبشته در گوشه و کنار مسجد، تاریخ بازسازی‌ها، بانیان، معماران و استادان مجرب و نامداری است که در بازسازی این مسجد کوشیده‌اند؛ به خوبی گزارش شده‌است.

💡 دانمارک با عضویت خود در سازمان ملل در کمک به نیازمندان و برقراری صلح و ایجاد رشد و پیشرفت در دنیا و پیشبرد احترام به حقوق بشر کوشیده‌است.

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
تازه نفس یعنی چه؟
تازه نفس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز