کورباطن

لغت نامه دهخدا

کورباطن. [ طِ ] ( ص مرکب ) کندفهم و کج طبع. ( آنندراج ). کندفهم. کم هوش. کوردل. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه هر چیزی را سیاه و تاریک بیند. ( ناظم الاطباء ):
مدار چشم از این کورباطنان انصاف
که گشته است به عنقا هم آشیان انصاف.صائب ( ازآنندراج ).در خواب سیدی نورانی را دیدم و گفتم: نام شما چیست ؟ گفت: ای کور باطن ! مرا نمی شناسی من امام زمانم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا، بدون ذکر مأخذ ). و رجوع به کوردل شود.

فرهنگ عمید

۱. تیره دل، آن که هر چیزی را تیره می بیند، کوردل.
۲. کندفهم.

فرهنگ فارسی

کند فهم کم هوش کور دل: مدار چشم ازین کور باطنان انصاف که گشته است بعنقا هم آشیان انصاف. ( صائب )

جمله سازی با کورباطن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این کورباطنان که ز حسن تو غافلند خورشید را به دیده خفاش دیده‌اند

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
کلیزدان یعنی چه؟
کلیزدان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز