کهنه گچ

لغت نامه دهخدا

کهنه گچ. [ ک ُ ن َ گ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان منگور است که در بخش حومه شهرستان مهاباد واقع است و 114 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با کهنه گچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منه در زیر گردون سیدا پهلوی راحت را چه آساید کسی در سایه این کهنه منظرها

💡 شوخ بزاز از میان عاشقان یار من است بار پیچ کهنه او خاصه کار من است

💡 درد از طبیب خویش نهفتی، از آن سبب این زخم کهنه دیر پذیرفت التیام

💡 شراب کهنه در پیری مرا دارد جوان دایم که دارد از مریدان این چنین پیری که من دارم

💡 روز و شب ظاهر به داغ‌ کهنه و نو می‌شود نیست ماه و آفتابی آسمانِ عشق را

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته است، می‌توان به شراب کهنه و «خاطرات یک نیمفومانیاک» اشاره نمود.

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز