لغت نامه دهخدا
کنگار. [ ک َ / ک ُ ] ( اِ ) ماری را گویند که تازه پوست افکنده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ). ماری که تازه پوست افکنده باشد. ( ناظم الاطباء ).
کنگار. [ ک َ / ک ُ ] ( اِ ) ماری را گویند که تازه پوست افکنده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ). ماری که تازه پوست افکنده باشد. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این محل در محل تلاقی رودخانه سالودا و رودخانه برود قرار دارد که در کلمبیا ادغام میشوند و رود کنگاری را تشکیل میدهند.