لغت نامه دهخدا
کنسی. [ ک ِ ن ِ ] ( حامص ) امساک. بخل. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کنس شود.
کنسی. [ ک ِ ن ِ ] ( حامص ) امساک. بخل. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کنس شود.
امساک بخل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آمریکا علاوه بر جفرسون، جان آدامز هم به کوروشنامه به دیده کتابی تعلیمی مینگریستهاست. اکنون از طریق دستنوشتههای جان کنسی آدامز ۱۸ ساله میتوانیم دریابیم که چگونه پدرش جان آدامز او را در دوره مطالعه برای آمادگی حضور در مشاغل دولتی پیش از همه به خواندن کوروشنامه کسنوفون مکلف کردهاست.
💡 یک مسجد بنام کانسی در شهرستان بندر اورماره در استان کنسی از بلوچستان ساخته شد که در آن از کانسی به عنوان شهید یاد شدهاست.
💡 در آمریکا علاوه بر جفرسون، جان آدامز هم به کوروشنامه به دیده کتابی تعلیمی مینگریسته است. اکنون از طریق دستنوشتههای جان کنسی آدامز ۱۸ ساله میتوانیم دریابیم که چگونه پدرش جان آدامز او را در دوره مطالعه برای آمادگی حضور در مشاغل دولتی پیش از همه به خواندن کوروشنامه کسنوفون مکلف کرده است.