لغت نامه دهخدا
کنسوس. [ ک ُ ] ( اِخ ) از جمله خدایان قدیم روم که مردم را به طریق صواب هدایت می کرد، و رومیان زنان سابین را در عیدی که برای خدای مزبور اقامه شده بود ربودند. ( از اعلام تمدن قدیم فوستل دوکولانژ ترجمه نصراﷲ فلسفی ).
کنسوس. [ ک ُ ] ( اِخ ) از جمله خدایان قدیم روم که مردم را به طریق صواب هدایت می کرد، و رومیان زنان سابین را در عیدی که برای خدای مزبور اقامه شده بود ربودند. ( از اعلام تمدن قدیم فوستل دوکولانژ ترجمه نصراﷲ فلسفی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این تمدن به خاطر مینوس، پادشاه افسانهای کرت، تمدن مینوسی نام گرفتهاست. حدود ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد آتشسوزی، کنسوس و کاخهای دیگر را خراب کرد و سپس شکوهمندتر از قبل بازسازی شدند. از آن زمان تا حدود ۱۵۰۰سال پیش از میلاد تمدن مینوسی در اوج بود.