لغت نامه دهخدا
کنج لنج. [ ک ُ ل ُ ] ( اِ ) چین و شکنج. ( آنندراج ).
کنج لنج. [ ک ُ ل ُ ] ( اِ ) چین و شکنج. ( آنندراج ).
چین و شکنج
💡 شکل دیگری از الیاف مورد استفاده نمدهای الیاف پیوسته میباشند که در آنها الیاف پیوسته با آرایش اتفاقی نمد درست میگردد. این شکل از الیاف مناسب قرارگرفتن در قسمتهای تیز و کنج قالب هستند و در این حالت الیاف آن نمیشکنند. برای ثابت نگه داشتن الیاف در کنار هم از بایندر binder استفاده میشود و به همین علت آرایش اتفاقی الیاف در نمد حفظ میشود. بایندر با توجه به کاربرد مواد انتخاب میشود و نوع آن در دوام قطعهی کامپوزیتی مؤثر است. برای ساخت قالب کامپوزیتی و استحکام قطعات از نمد الیاف شیشه یا نمد سوزنی شیشه استفاده میشود. این الیاف بهطور پراکنده و کاملا نامنظم در جهات اتفاقی روی هم قرار گرفتهاند، بنابراین استحکامی در همه جهات به قطعات میدهند و در ساخت قایقها و لنجها، وان، پنلها و … استفاده میشود.
💡 چشم پر درد و نشسته او به کنج رو ترش کرده فرو افکنده لنج