لغت نامه دهخدا
کلوید. [ ک َل ْ ] ( اِ ) دیگ آشپزی. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
کلوید. [ ک َل ْ ] ( اِ ) دیگ آشپزی. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تمام آزمایشهای حداقل به یک نتیحه یکسان منتهی شدند: بلورهای کلوئیدی ممکن است در واقع مقلد زیرساهختارهای اتمی شان در مقیاس طولی و زمانی مناسب باشند. طبق گزارش، نقصها با اسنفاده از میکروسکوپ چشمی با یک چشم به هم زدن در لایههای نازک بلورهای کلویدی زیر روغن تشششع کردند ولی بررسی کمی میزان انتشار آن یک چالش کاملاً متفاوت را نشان میدهد که به اندازهای نزدیک سرعت نور اندازهگیری شدهاست.