کلوار

لغت نامه دهخدا

کلوار. [ ک َل ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ای تیوند است که در بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع است و 150 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با کلوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 د - در این دوران سکه‌های مسی را به نام‌های غاز، کلوار، پاپتی، جندک، قمری، عباسی، صناری و… می‌خواندند.

💡 دهستان فلارد، یکی از دهستان‌های بخش مرکزی شهرستان فلارد در استان چهارمحال و بختیاری ایران است. مرکز این دهستان، روستای کلواری سفلی است.

💡 آموزه‌های مسیحی معتقد است که یک عیسی الهی برای نشان دادن اطاعت کامل از خواست پدر الهی خود، به عنوان «عامل و خدمتگزار خدا» در از بین بردن گناهان جهان، مصلوب شدن در کلواری را برگزید. در الهیات مسیحی، بره خدا به عنوان اصل و اساس پیام مسیحیت تلقی می‌شود.

💡 سنگ تزئینی کلواری یک اندیس مصالح ساختمانی است که در حوالی شهر اردل استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سنگ تزئینی است. و دیرینگی آن به دوران ائوسن می‌رسد.