برف انداز
وسیله یا چیزی که برف میاندازد؛ همچنین میتواند به معنای برفافکن یا برفپاش باشد. در برخی کاربردها ممکن است به کنایه برای چیزی که برف را به اطراف پرتاب میکند هم بیاید.
مترادفها
پوشیده از برف
متضادها
خشک، بی برف
جمله سازی با برف انداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 متخصصان هواشناسی برای تخمین میزان بارشهای سالانه، از دستگاه برف انداز بسیار دقیق استفاده میکنند تا دادههای واقعی را برای پیشبینیها استخراج کنند.
💡 در مناطق کوهستانی که بارش برف بسیار شدید است، استفاده از یک برف انداز با کیفیت برای مدیریت جادهها و امنیت مسافران بسیار ضروری میباشد.
💡 با بررسی دادههای بهدست آمده از برف انداز در طول فصل زمستان، مشخص شد که میزان بارش امسال نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.